چند موی بلند
روی بالشم جا مانده است
درست مثل
چند ترکش
در بدن
یک سرباز.
محمد صادق یار حمیدی
- چهارشنبه ۸ ارديبهشت ۹۵
چند موی بلند
روی بالشم جا مانده است
درست مثل
چند ترکش
در بدن
یک سرباز.
محمد صادق یار حمیدی
از این تلخ تر که من
شراب کهنه ای باشم
پشت تنهایی رف؟
از این تلخ تر که سرنکشی
حتی جرعه ای از مرا؟
من این کهنگی تلخ بی تو را چه کنم؟
کامران رسول زاده
منطقِ پاییز
مثل بی منطقیِ زنی ست
که وقتی دارد از زندگی مردی می رود
موهایش را رنگ می کند.
کامران رسول زاده
دوستت دارم
و عشق تو از نامم می تراود
مثل شیره ی تک درختی مجروح
در حیاط زیارتگاهی!!!
شمس لنگرودی
من خطوط ناخوانای اندام تو را
به تمام زبانهای زمین ترجمه میکنم
تو با لبهایت بر کلمات آشفته در دهانام نقطه بگذار
اصلن شعر که برای بوسیدن تو نباشد
به چه درد می خورد؟
شاهو محمدی
برگرد
می خواهم به زنده شده
بعد از مرگ
ایمان بیاورم !!!
داریوش سهرابی
چگونه شرح دهم حالم را
در بادیه ای بی عبور
چون افتاده به
سیاه چاله چشمان تو باشم!!!
ب. امیدی
غمگین ترین جای مجسمه
لبخندی ست
که با چاقو تراشیده اند!!
مهدی نظارتی زاده