پشتیبانی

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ

قالب رضا
  • Cougar

    بن بست اردیبهشت

  • Lions

    شعر کوتاه

  • Snowalker

    داستان کوتاه

  • Howling

    بریده کتاب

  • Sunbathing

    بن بست اردیبهشت

حواس پرتی

شعر حواس پرتی

تو ...
دوست داشتنے ترین 
دلیل حواس پرتے این روزهاے منے ...

 

#ناشناس

شعر از حسین جنتی

باید که ز داغم خبری داشته باشد 


هر مرد که با خود جگری داشته باشد


 حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش 


در لشکر دشمن پسری داشته باشد ! 


حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل


 بازیچه ی دست تبری داشته باشد 


سخت است پیمبر شده باشی و ببینی 


فرزند تــــو دیــــن دگـــری داشته باشد ! 


آویخته از گردن من شاه کلیدی


 این کاخ کهن بی که دری داشته باشد 


سر درگمی ام داد گره در گره اندوه


 خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !


#حسین_جنتی

شعر از نیلوفر ثانی

بن بست اردیبهشت

 

از من تا تو 


یک نفس فاصله نیست 


از تو تا من 


اما 


سال‌ها فاصله است....

#نیلوف_ثانی

شعر خاص

عشق ما چون سیب ممنوع است،تو گازش بزن

میوه ممنوعه مطبوع است،تو گازش بزن


تو بشو حوا،من قول می دهم آدم شوم

حرف حوا امر مسموع است،تو گازش بزن


در کلاس درس عشقت صرف و نحو آموختم

فاعل عشق تو مرفوع است،تو گازش بزن


عاشقی،دیوانگی،دلدادگی،عصیانگری

در درونم جمع مجموع است،تو گازش بزن


مرجع تقلید من عشق است و حکم عشق ما

در طریق عشق مشروع است،تو گازش بزن


قلب عاشق پیشه مغرور و مست و شاعرم

با نگاهت ساده مخلوع است،تو گازش بزن


قیمت عشقت تمام هستی و جان من است

این بها همواره مقطوع است،تو گازش بزن


#ناشناس

شعر بلند

آمدم   و   امشب   به  میخانه   تمنایت   کنم 

می  نمی خواهم   بیا  ساقی  تماشایت  کنم


بی   قرارم   ساقی از  میخانه  بیرونم  مکن

کرده ام   می   را   بهانه  تا  تماشایت  کنم


ساقی امشب می بنوشانم چو حالم حال نیست

تا بجویم  دلبری را  چون  نشانش  خال نیست


ساقی امشب  فارغم  کن ، از رفیق و نارفیق

شرمشان  باد  نارفیقان  بختشان  اقبال نیست


ساقی  امشب  لذت  پرواز  خواهم ، می  بده

شوق   پرواز  نباشد  بی  شرابت  بال  نیست


ساقی امشب تا به لب پر کن تو جامم وانگهی

باده  نوشانم ، خرابم  کن ، مگو  احوال نیست


#ناشناس

شعر ناب

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد

ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد


دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دست هایت دردهایم را تسلا میدهد


با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن

حرف هایت طعم شیرین بهاران میدهد


وقت رفتن لحظه ای برگرد قبرم را ببین

این نگاه اخرت امید ماندن میدهد


رفتی و چشمم به دنبال قدم هایت گریست

زخم های مرده ام را رفتنت جان میدهد


نیست از من قدرت بوسیدن چشمان تو

باد میبوسد به جایم قلب ایمان میدهد

زیباترین شعر ها

بسکه مستم ،، راه را گم کرده ام

آسمان را ،،،،،،، ماه را گم کرده ام


مرهم دردم بجز میخوانه نیست

لطف ساقی،،،،،،،آه را گم کرده ام


دورم از کنعان چنان یوسف،،ولی

راه مصر و ،،،،،چاه را گم کرده ام 


گریه های هر شبم ،، گوید که من 

خندهٔ ،،،،،،، گه گاه را گم کرده ام


آنقدر بیزار از این،،،، عمرم کنون

قبله و ،،،،،،،( اللّه ) را گم کرده ام


دورم از جمع و شلوغی ،،حق بده

گر گدا و ،،،،،،،، شاه را گم کرده ام


کار مردم حیله و مکر است و،، من

این میان ،،،،،، روباه را گم کرده ام


وقت مرگم تازه میفهمم ،، که حیف

فرصتی ،،،،،،،، کوتاه را گم کرده ام

بن بست اردیبهشت

محفلی با طعم
شعر، هنر، ادب...

مرسی از حضور
گرمتان
بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت
پیوندهای روزانه
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
آرشیو مطالب