پشتیبانی

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ

قالب رضا
  • Cougar

    بن بست اردیبهشت

  • Lions

    شعر کوتاه

  • Snowalker

    داستان کوتاه

  • Howling

    بریده کتاب

  • Sunbathing

    بن بست اردیبهشت

مرد مسافر

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد:
«چه سیب های قشنگی!
حیات، نشئهٔ تنهایی ست.»
و میزبان پرسید:
«قشنگ یعنی چه؟»
ــ «قشنگ یعنی تعبیر عاشقانهٔ اشکال 
و عشق، تنها عشق، تو را به گرمی یک سیب می‏کند مأنوس.
و عشق، تنها عشق، مرا به وسعت اندوه زندگی‏ها برد، 
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.»
ــ «و نوشداری اندوه؟»
ــ «صدای خالص اکسیر می دهد این نوش...»

 

عنوان کتاب: [مجموعه هشت کتاب - مسافر - 1345]
نویسنده: [سهراب سپهری]

احساس

شعر کوتاه

پرده را برداریم ...!
بگذاریم که احساس هوایی بخورد ...!

 

👤 سهراب سپهری

زندگانی

زندگی

زندگی بوی خوش نسترن است
بوی یاسی است که گل کرده 
به دیوار نگاه من وتو
زندگی خنده یک شاپرک است برگل ناز
زندگی رقص دل انگیز خطوط
لب توست
زندگی شیرین است. 

#سهراب_سپهرى

غم بی پایان

شعر

گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان ..

 

#سهراب_سپهری

باید امشب بروم

شعر رفتن

 

باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جادارد،بردارم
وبه سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست...

#سهراب_سپهری

#خ_د_ا_ح_ا_ف_ظ

شعری از سهراب

 

تو می‌گذری
 

زمان می‌گذرد
 

چه کنم
 

با دلی که از تو
 

توان گذشتنش
 

نیست !

 

 

#سهراب_سپهری

سهراب

ابـری نـیسـت .

بـادی نـیسـت.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب.

پاکی خوشه زیست.

مادرم ریحان می چیند.

نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط

نور در کاسه مس ، چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره من پیداست.

چیزهایی هست ، که نمی دانم.

می دانم ، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج ، من پراز بال و پرم

راه می بینم در ظلمت ، من پر از فانوسم.

من پراز نورم و شن

و پر از دار و درخت.

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.

پرم از سایه برگی در آب:

 

چه درونم تنهاست

 

 

#سهراب سپهری

شعر کوتاه از سهراب سپهری

بن بست اردیبهشت


دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟...

شعری ازسهراب سپهری

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی ان گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیاتا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم ان وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا باهم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زودتر چیز هارا ببینیم
ببین عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
بیا اب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را ....


سهراب سپهری

شعر کوتاه 41


دوستان من کجا هستند

روزهاشان

پرتقالی باد!
.
#سهراب_سپهری
.
bonbaste_ordibehesht

بن بست اردیبهشت

محفلی با طعم
شعر، هنر، ادب...

مرسی از حضور
گرمتان
بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت بن بست اردیبهشت
پیوندهای روزانه
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پربیننده ترین مطالب
آرشیو مطالب